تبلیغات
خداوند، نزدیک تر از... - مطالب دکتر علی شریعتی

ابزار هدایت به بالای صفحه

خداوند، نزدیک تر از...

من و عاشورا...

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا + آوینی + شریعتی

تمام اطلاعات تاریخی ام جلوی چشمانم را میگیرد؛گاهی دیوانه وار در تاریخ دنبال وضعیت فعلی ام هستم...من کجای تاریخ و کدام یک از شخصیت های تاریخی گذشته هستم؟

آری جسم ها عوض شده اند ولی اندیشه ها دریک چارچوب اند....؛وچه سنگین و طاقت فرساست حادثه بزرگ کرب و بلا.

«آری کربلا هنوز قلب تکان دهنده  تاریخ است.» (شهید آوینی)...وچه سخن زیبایی که «نومید مشو که  تو را نیز عاشورایی است وکربلایی که تشنه خون توست؛کربلا میزان عشق است؛ هیچ کس را تا به کربلا نیازموده اند  از دنیا نخواهند برد.» (شهید آوینی)....آری چه سنگین و طاقت فرساست وقتی به قلب تاریخ نگاه میکنی تمام هستی انسان در کدام جبهه و طرف؟! سخت است وبسیارسخت؛ آری «آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.» (دکتر علی شریعتی)


ادامه مطلب

موضوع: امام حسین(ع) و ماه محرم، دکتر علی شریعتی، شهید مرتضی آوینی، مناسبت ها،
برچسب ها: جملات ادبی دکتر شریعتی راجع به عاشورا، جملات ادبی و زیبا از شهید آوینی راجع به عاشورا، من کجای واقعه کربلا هستم؟، کربلا + امام حسین علیه السلام + عاشورا، ویژه نامه عاشورایی + شهید آوینی + دکتر علی شریعتی، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا یعنی چه؟، کربلا تجسم آزادگی و ولایت پذیری،
دنبالک ها: برگرفته از....، وبلاگ «این دلم به اون دلم میگه دلگیرم...»،

[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 01:46 ق.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

عصر ما و چنگیز ما

و این عصر، عصری است که ویژگی‌های خویش را دارد: عصری است که تصاعد پلیدی وجود به اوج خود رسیده است، و از سوی دیگر آزادی و عدالت به اوج خود. و در طول تاریخ هرگز چنگیزی تا بدین غایت که اینها می‌کنند، در جهان، چنگیزی نکرده است و نمی‌توانسته است بکند و نمی‌دانسته است چه کند و چگونه.

 چنگیز دیروز سلاحش شمشیری بوده است و مرکبش اسبی و نقابش و دفاعش سپری و همین! اما چنگیز امروز، مرکبش «صنعت» است و سرمایه و شمشیرش «علم» است و نقابش آزادی، انسان‌دوستی، تمدن، پیشرفت، صلح، سوسیالیسم، حقوق بشر، لیبرالیسم، اومانیسم.

 چنگیز دیروز مفاصل اعضای یک پیکر را می‌گسست، و امروز پیوندهای عمیق و قدسی روح را؛ چنگیز دیروز سر از تن جدا می‌کرد، چنگیز امروز فطرت آدمی را از تنش. 

چنگیز دیروز خانه‌ها را بر سر خلق فرومی‌‌كوفت؛ چنگیز امروز جهان را، آسمان را، عشق را، ایمان را و هرچه را که آدمی در پناه آن «آدمی» می‌تواند ماند، بر سرش آوار می‌کند.

 چنگیز دیروز جامه را از تن آدمی به‌در می‌کرد و می‌ربود، چنگیز امروز ماهیت آدمی را و هویت آدمی را.

عصر ما و چنگیز ما

آرزوها | سال 1355 | اجتماعیات | 25- انسان بی‌خود | 6-تا شهادت (1352-1356) | شفاهی| صفحه 1,2 از 15




موضوع: دکتر علی شریعتی،
برچسب ها: دکتر علی شریعتی، عدالت و آزادی در عصر ما +علی شریعتی، فطرت آدمی و عصر ما + دکتر علی شریعتی، ربودن ماهیت آدمی در عصر ما + دکتر علی شریعتی، ربودن هویت آدمی در عصر ما + دکتر علی شریعتی، سلاح چنگیز عصر ما +دکتر علی شریعتی، انسان دوستی + صلح +حقوق بشر + دکتر شریعتی،

[ پنجشنبه 14 شهریور 1392 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

علی (ع)

نقاشی استاد فرشچیان+ امام علی+یتیم نوازی

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است، این نشان دهنده آن است که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست، علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملت ها بر پیامبر و معبودشان، نه چیزی بیشتر...

مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و آشنایی منطقی از آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده، اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
ما بیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی...
علی مظهر پیروزی در شکست است. ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم
ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است.
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید!
او با علی آشناتر است.
درد علی دو گونه است: دردی كه از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم كه از ابن ملجم در فرقش احساس می كند.
اما این درد علی نیست،
دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است كه ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، كه علی درد شمشیر را احساس نمی كند.
و.... ما درد علی را احساس نمی كنیم.
من معتقدم، اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست!

ما یك ملت «دوستدار علی» ‌هستیم، اما نه «شیعه علی» !
چراكه شیعه علی، علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی ‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت كردن است.

دکتر علی شریعتی





موضوع: دکتر علی شریعتی،
برچسب ها: امام علی ع از دیدگاه دکتر شریعتی، امام علی (ع) از نظر دکتر شریعتی، امام علی (ع) + دکتر علی شریعتی، علی (ع) مظهر پیروزی در شکست است، اسلام مدیون سکوت و تحمل علی است، علی شناسی یا علی پرستی؟، دوستار علی یا شیعه علی؟،

[ پنجشنبه 2 خرداد 1392 ] [ 10:37 ب.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

حرف هایی برای نگفتن

حرفهایی هست برای گفتن،

که اگر گوشی نبود، نمی گوییم،

و حرفهایی هست برای نگفتن،

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.

حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند،

و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد،

حرفهای بی تاب و طاقت فرسا،

که همچون زبانه های بیقرار آتشند،

و کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند،

کلماتی که پاره های بودن آدمی اند

اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،

اگر یافتند، یافته می شوند

و 

کلماتی که پاره های بودن آدمی انداینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،

اگر یافتند، یافته می شوند

در صمیم وجدان او، آرام می گیرند.

و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند،

واگراورا گم کردند،

روح را ازدورن به آتش می کشند،

 و دمادم، حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند.

دکتر علی شریعتی




موضوع: دکتر علی شریعتی،
برچسب ها: سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد، حرف های بی قرار و طاقت فرسا، حرف هایی برای نگفتن، سخنان دکتر شریعتی، سخن سکوت+دکتر شریعتی، حرف هایی برای گفتن، حرف های اهورایی،

[ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

قرآن

قرآن ! من شرمنده توام...
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت! ” گویی مسابقه نفس است
قرآن! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو آز آخر به اول، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند، حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند، گویی که قرآن همین الان بهایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
(دکتر شریعتی)




موضوع: تلنگر، سخنان ناب، دکتر علی شریعتی، ایران و اسلام،
برچسب ها: دکتر علی شریعتی، صلیب جهالت، قرآن + آواز مرگ، قرآن + افسانه موزه نشین، قرآن خوانی یا مسابقه نفس، معرفت یا رکورد گیری، فستیوال قرآنی،

[ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

فاطمه کیست؟

نمی دانم از او چه بگویم. چگونه بگویم. خواستم از بوسوئه تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از مریم سخن می گفت.گفت هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم ، داد سخن داده اند.هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان کرده اند.هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند.هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران و پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که :
« مریم مادر عیسی است »
و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز درماندم :
خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم
فاطمه دختر محمد (ص) است؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم فاطمه همسر علی (ع) است؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم فاطمه مادر حسین است؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است؛ باز دیدم که فاطمه نیست.
نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
            فاطمه ، فاطمه است.




موضوع: سخنان ناب، دکتر علی شریعتی،
برچسب ها: فاطمه فاطمه است(دکتر شریعتی)، حضرت فاطمه در کلام دکتر شریعتی، دکتر علی شریعتی، دکتر شریعتی(فاطمه فاطمه است)، تاملی در عظمت فاطمه س(دکتر شریعتی)، فاطمه (س) در دیدگاه دکتر شریعتی، حضرت فاطمه (س) از نگاه شریعتی،

[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 06:54 ب.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]

فقر

فقر و افکار زیبای یک پسربچه

دکتر علی شریعتی درباره ی فقر می گوید:

فقر ، همه جا سر می کشد.

فقر ، گرسنگی نیست.

فقر ، عریانی هم نیست.

فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند.

فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست طلا و غذا نیست.

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند.

فقر ، بشکه های نفت را در عربستان ، تا ته سر میکشد.

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند.

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند.

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند.

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود.

فقر ، همه جا سر می کشد

فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست ..

فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است

من می خواهم بگویم:



ادامه مطلب

موضوع: تلنگر، دست نوشته، سخنان ناب، دکتر علی شریعتی،
برچسب ها: فقر از دیدگاه دکتر شریعتی، نقدی بر دیدگاه شریعتی، بدترین نوع فقر، بهترین ثروت، فقر همه جا سر می کشد،

[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]