تبلیغات
خداوند، نزدیک تر از... - امید

ابزار هدایت به بالای صفحه

خداوند، نزدیک تر از...

امید

وقتی برادران یوسف، یوسف را به چاه انداختند...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند، یوسف لبخندی زد.

یهودا پرسید: چرا خندیدی؟ این جا که جای خنده نیست!

یوسف گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسی می‌تواند به من اظهار دشمنی کند با این که برادران نیرومندی دارم؟!

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خــــدا تکیه گاهی نیست!


پ‌نخدا می‌گه امید کسیو که به غیر از من دل ببنده ناامید می‌کنم!




موضوع: تلنگر،
برچسب ها: وقتی برادران یوسف وی را به چاه انداختند، برادران یوسف + چاهی که یوسف در آن بود، ماجرای یوسف و برادرانش، "نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد + یوسف، خداوند امید کسی را که به غیر از او امید بسته باشد نا امید می کند، امید یوسف به برادرانش و در چاه انداختنش، خنده یوسف وقتی به چاه انداخته می شد+امید،

[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]