تبلیغات
خداوند، نزدیک تر از... - کاش خفته بودی

ابزار هدایت به بالای صفحه

خداوند، نزدیک تر از...

کاش خفته بودی

سعدی علیه الرحمه در سفربود، شبی با پدر خود به مسجدی در آمد، نیمه شب برای عبادت برخاست، دید همه مسافران خفته اند، پدر را گفت: ای كاش این مردم هم برای ادای فریضه و عبادت برخاسته بودند

پدر فرمود:
ای كاش اینك تو هم خفته بودی و اینچنین به حساب دیگران نمیرسیدی

عیب کسان منگر و...




موضوع: تلنگر، داستانک،
برچسب ها: عیب کسان منگر و احسان خویش+نظامی، دیده فروبر به گریبان خویش+نظامی، قضاوت نابجا راجع به دیگران، دنبال عیب دیگران گشتن و عیب خود را ندیدن، سعدی و عبادت شبانه در سفر،
دنبالک ها: برگرفته از...،

[ سه شنبه 19 شهریور 1392 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ فا طمه ]

[ نظرات() ]